EN

محمدرضا کمالی از پژوهشگاه صنعت نفت به عنوان مهندس برتر کشور انتخاب شد

در همایش روز ملی مهندسی

محمدرضا کمالی از پژوهشگاه صنعت نفت به عنوان مهندس برتر کشور انتخاب شد

 

همایش روز ملی مهندس عصر روز دوشنبه 5 اسفند ماه با حضور رییس مجلس شورای اسلامی و وزاری نفت ، صنعت، معدن و تجارت، راه و شهر سازی، نیرو ، رییس پژوهشگاه صنعت نفت و جمعی از نمایندگان مجلس با اهدای لوح تقدیر به مهندسان برتر کشور در سالن همایش های بین المللی برج میلاد برگزار شد.

در این همایش دکتر محمدرضا کمالی از پژوهشگاه صنعت نفت به عنوان مهندس برتر کشور انتخاب و لوح تقدیر خود را از دست مهندس زنگنه، وزیر نفت دریافت کرد.

در حافظه کارکنان پژوهشگاه صنعت نفت محمد رضا کمالی همواره یکی از مطرح ترین چهر های علمی بوده که در مقاطع مختلف  با سمت های گوناگونی که به عهده داشته تاثیرگذاری خود را حفظ کرده است. وی فارغ التحصیل دانشگاه آدلاید- استرالیا در رشته دکتری زمین شناسی نفت ( ژئوشیمی نفت) است .

مهمترین تجاربی که می توان در خصوص دکتر کمالی به آن اشاره کرد به شرح زیر است:

مرکز ملی زمین شناسی نفت وژئوفیزیک استرالیا (درقالب دانشجوی دکتری با بورسیه نفت)

دپارتمان معدن وانرژی (تحقیقات نفت وگاز) استرالیا بصورت پاره وقت بمدت یکسال

سردبیر مجله علمی پژوهشی زمین شناسی نفت ایران از سال 1389تا حاضر

همچنین وی در پژوهشگاه صنعت نفت نیز در سمت های بسیار حساس و مهمی ایفای نقش کرده اند که در هریک از این نقش ها بسیار با انگیزه و کارآمد فعالیت خود را انجام داده اند همانند: پژوهنده ارشد، رئیس واحد پژوهش ژئوشیمی، رئیس پژوهشکده اکتشاف و تولید، رئیس مرکز مطالعات اکتشاف و تولید و در حال حاضرعلاوه بر سمت معاون امور بین الملل صنایع بالادستی مسئولیت طرح مروارید خلیج فارس را نیز بعهده دارند.

شایان ذکر است علاوه بر مسئولیت های مذکور نامبرده دارای فعالیت ها و تجارب تخصصی بسیار زیادی می باشند که تنها به بیان بخشی از آنها بسنده می شود:

Society of Petroleum Engineering (SPE)

انجمن اکتشاف نفت استرالیا (PESA)

انجمن زمین شناسان نفت امریکا (AAPG)، عضو فعال

کمیته ملی هم ارزی زمین شناسی یونسکو در ایران

انجمن زمین شناسی ایران

انجمن مهندسین نفت ایران

انجمن مهندسین معدن ایران

European Association of Geoscientists and Engineers (EAGE)

نایب رئیس انجمن زمین شناسی نفت ایران

مدل سازی سیستم های نفتی خلیج فارس ودریای عمان (طرح مروارید خلیج فارس) یکی از مهم ترین فعالیت هایی است که با مدیریت دکتر کمالی در پژوهشگاه صنعت نفت و با همکاری متخصصان حوزه بالادستی رقم خورده است. این مطالعه در نوع خود بی‌نظیراست زیرا تاکنون در این سطح و با این وسعت و اهداف چنین مطالعه ای انجام نشده است.

از منظر وسعت، مطالعاتی که تاکنون انجام شده در حد چند چاه و نهایتاً یک میدان بوده است. ازطرفی بسیاری از میادین در این حوضه مشترک می باشند که ضرورت شناسایی اهداف اکتشافی از این نظر هم بسیار حائز اهمیت است. در طرح مروارید خلیج فارس مطالعه 490 چاه که تاکنون حفاری شده است ، تا اعماق 5000 متری با جدیدترین روش‌های روز دنیا بررسی خواهند شد.

وی رتبه فعلی کشور در تولید را درخور کشوری با قدمت صدساله صنعت نفت نمی‏داند و دلیل موفقیت غول‏های نفت و گاز دنیا را توجه و سرمایه‏گذاری در زمینه فناوری و معطوف شدن عوامل مدیریتی و اقتصادی به این مقوله مهم ذکر می‏کند.

نظرهای تخصصی او را درباره جایگاه شرکت‏های بین‏المللی، ملی، توسعه‏دهندگان فناوری و آینده پیش روی شرکت ملی نفت ایران در ادامه می‏خوانید.

 

مدتی از ابلاغ سیاست‏های اقتصاد مقاومتی رهبر معظم انقلاب می‏گذرد. دو بند این ابلاغیه به موضوع افزایش ذخایر راهبردی نفت و گاز کشور برای اثرگذاری در بازار جهانی نفت و گاز و تاکید بر برداشت صیانتی از منابع مربوطه اختصاص دارد. به نظر شما تاکید ایشان و اهمیت این دو حوزه از کجا نشئت می‏گیرد؟

ابلاغ سیاست‏های اقتصاد مقاومتی تصمیمی هوشمندانه و دوراندیشانه است که به دنبال بروز بحران‏های شدید در اقتصاد جهانی و اقتضائات فعلی کشور برای مستحکم‏تر کردن پایه‏های اقتصاد کشور انجام شد.

نکته جالب در این میان آن است که از 24 بند ابلاغ‏شده 4 بند در حوزه انرژی است که دو بند آن کاملا با برداشت صیانتی و حفظ و افزایش راهبردی ذخایر نفت و گاز مرتبط است؛ مهم است که تمام متخصصان صنعت نفت و گاز، به‏ویژه در حوزه بالادستی، تمام فکر و ذهن خود را به رسیدن به این دو مقوله مهم معطوف کنند.

رهبری مکرر در در تبیین مولفه‏های سیاست‏های اقتصاد مقاومتی و نقش آن در شتاب بخشیدن به پیشرفت کشور از شرکت‏های دانش‏بنیان و تکمیل چرخه علم تا ثروت، به عنوان کلیدی‏ترین عامل در تحقق اهداف اقتصاد دانش‏بنیان، یاد کرده‏اند. همان طور که می‏دانید کشور ما در مجموع ذخایر نفت و گاز رتبه نخست جهان را دارد که مزیتی بسیار مهم است و به لحاظ اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و امنیتی جایگاه کشور را بسیار بااهمیت جلوه می‏دهد.

ولی نکته مهم در استفاده و بهره‏برداری بهینه از مخازن کشور فناوری‏های پیشرفته است و تاکنون عامل اصلی تحقق نیافتن این موضوع فقدان این فناوری‏ها بوده است که در این بین نقش مراکزی مانند پژوهشگاه صنعت نفت، به عنوان موسسات تولید و توسعه فناوری، پررنگ می‏شود.

 

آقای دکتر، شرکت ملی نفت ایران در بین بازیگران بزرگ عرصه تولید نفت وگاز جهان چه جایگاهی دارد؟ چگونه می‏توان از تجارب شرکت‏های بزرگ دنیا در خلق فناوری و ایجاد ارزش افزوده بیش‏تر از مخازن نفتی کشور بهره گرفت؟

شرکت‏های نفتی از لحاظ ماموریت و فناوری به سه دسته تقسیم می‏شوند: گروه اول IOCها هستند؛ شرکت‏های بزرگ بین‏المللی که تولیدمحوراند و عمدتا وارد مقوله توسعه فناوری نمی‏شوند، بلکه نیازهای فناوری خود را به مراکز تحقیق و توسعه ارجاع می‏دهند. چون این شرکت‏ها صاحب سرمایه در بورس‏های بزرگ دنیا هستند، به‏شدت به برخی عوامل مانند کاهش تولید و ذخایر حساس‏اند. شرکت‏هایی مانند بریتیش پترولیوم، شورون، اگزون موبیل و شل در دسته‏بندی شرکت‏های بزرگ و تولیدمحور جای می‏گیرند.

گروه دوم، SOCها، در واقع تولیدکنندگان فناوری هستند که فناوری‏های نو و پیشرفته با کمک و هدایت آنها ایجاد می‏شوند. این شرکت‏ها، مانند شلمبرژر، حدود 10% شرکت‏های بین‏المللی درآمد دارند و اگر چه صاحب ذخایر نیستند و خود به مقوله تولید وارد نمی‏شوند، فناوری‏ها و خدمات لازم را، به‏ویژه در زمینه بالادستی، در اختیار شرکت‏های بین‏المللی می‏گذارند.

گروه سوم شرکت‏های ملی NOC هستند که ماموریت‏شان مانند شرکت‏های بین‏المللی است و تولیدمحور بودن و حفظ ذخایر ماموریت مشترک آنهاست.

به لحاظ ساختاری، سهام شرکت‏های بین‏المللی خصوصی است، در حالی که سهام شرکت‏های ملی متعلق به مردم است. به لحاظ ماموریت، شرکت‏های بین‏المللی بزرگ سعی می‏کنند ریسک استفاده از فناوری‏های نو را بپذیرند و در توسعه فناوری مشارکت کنند، اما ریسک‏پذیری شرکت‏های ملی در توسعه فناوری کم‏تر است. هم‏چنین ماموریت شرکت‏های بزرگ بین‏المللی حفظ منافع صاحبان سهام است، در حالی که شرکت‏های ملی ماموریت‏های اجتماعی هم بر عهده دارند که شرکت ملی نفت ایران،NIOC ، هم در این گروه قرار می‏گیرد. البته چند سالی است که نسل چهارمی از شرکت‏ها در حال پیدایش‏اند که شرکت‏های ملی، بین‏المللی هستند.

 

درصد تصاحب ذخایر هیدروکربوری چه روندی را طی کرده و چه عواملی موجب شده‏اند شرکت‏های بین‏المللی به سمت تولید فناوری‏های بالادستی بروند؟ عقب‏ ماندن تاریخی شرکت‏های ملی از شرکت‏های بین‏الملی بزرگ در تولید فناوری‏های پیشرفته معلول چه عواملی است؟

تا دهه 1960، 80% ذخایر هیدروکربوری دنیا در اختیار شرکت‏های بین‏المللی و  تنها 20% در تصاحب شرکت‏های ملی بود. در اواخر این دهه بسیاری کشورها مانند الجزایر، ونزوئلا و عربستان سعودی به سمت ملی کردن ذخایر هیدروکربوری خود رفتند که این اتفاق موجب معکوس شدن درصد تصاحب ذخایر بین این دو گروه شد.

شرکت‏های بین‏المللی که دیگر فقط صاحب 20% ذخایر دنیا بودند، چرخشی بزرگ در ماموریت خود دادند و از دهه 1970 میلادی سیاست قطعی توسعه و استفاده از فناوری‏های نو را برای خلق ارزش افزوده بیش‏تر در نظر گرفتند. به دنبال همین چرخش، توسعه فناوری‏هایی مانند لرزه‏نگاری سه‏بعدی، حفاری افقی و … شتاب گرفت و این شرکت‏ها به حوزه فناوری‏های بالادستی وارد شدند؛ فناوری‏هایی که در خدمت توصیف دقیق‏‏تر مخزن و افزایش ضریب برداشت از مخازن بودند.

در واقع شرکت‏های بین‏المللی که پس از ملی شدن ذخایر کشورها سهم 80 درصدی خود را ازدست‏رفته می‏دیدند، باور کردند که برای خلق ثروت و ارزش افزوده راهی به جز تدوین و توسعه فناوری‏های برداشت از مخازن ندارند.

در سال‏های 1970 به بعد شرکت‏های ملی از نظر تولید فناوری عقب افتادند و توانمندی خود را در انجام پروژه‏های بزرگ از دست دادند. بدیهی است انجام مگاپروژه در توسعه میدان و بهینه‏سازی تولید به نرم‏افزارهای پیشرفته، نیروی انسانی خبره و فناوری‏های پیشرفته نیاز دارد که شرکت‏های ملی ناچاراند این توانمندی‏های را از شرکت‏های بین‏المللی وارد کنند.

 

در صحبت‏هایتان به عقب‏افتادگی شرکت‏های ملی در خلق فناوری اشاره داشتید. اکنون شرکت‏های ملی تا چه اندازه باید شرکت‏های بزرگ را در بهره‏برداری از مخازن خود سهیم کنند؟

با این که شرکت‏های ملی صاحبان ذخایر عظیم هیدروکربوری هستند، عملا به دلیل در اختیار نداشتن فناوری‏های استحصال و برداشت از این منابع به شرکت‏های بین‏المللی محتاج هستند و شرکت‏های بین‏المللی هم در قبال صدور فناوری به کشورهای صاحب مخزن، در قالب قراردادهای خدمات فنی، با ریسک بالا، افزایش تولید و مشارکت در تولید، سهم خود را در مالکیت این منابع تا حد ممکن افزایش داده‏اند. به طوری که عملا کم‏تر از 30% مخازن هیدروکربوری دنیا در اختیار صاحبان واقعی ذخایر است و طبق آمارهای جهانی، شرکت‏های بین‏المللی هم‏چنان مالک یا سهیم در 60% ذخایراند که این قضیه از هزینه‏های گزاف واردات فناوری نشئت می‏گیرد.

در واقع اگر کشوری صاحب فناوری باشد، هم می‏تواند در ذخایر هیدروکربوری دنیا سهیم و شریک باشد و هم از شرکتی ملی به شرکتی بین‏المللی تبدیل شود.

اگر برنامه‏ریزی‏ها برای اکتساب فناوری‏های صنعت نفت به‏درستی انجام می‏شدند، شرکت نفت ما هم، با توجه به قدمت صدساله صنعت نفت در ایران و داشتن ذخایر عظیم و نیروی انسانی، قاعدتا باید در زمره شرکت‏های ملی، بین‏المللی قرار می‏گرفت.

 

به غیر از موضوع فناوری، چه عواملی را در عقب‏افتادگی ایران در برداشت از مخازن دخیل می‏دانید؟

دولتی بودن اقتصاد ایران یک عامل فرعی اما موثر در عقب‏افتادگی کشور در کسب فناوری‏های لازم در برداشت از مخازن محسوب می‏شود. اقتصاد دولتی رقابتی نیست و نفت سرمایه‏ای است که صرف هزینه‏های جاری می‏شود و بسیاری از شرکت‏های دولتی دیگر هم در دنیا حاضر نشده‏اند ریسک استفاده از فناوری‏های نوین برای افزایش تولید را بپذیرند.

عامل دیگر آن است که  ذخایر هیدروکربوری ما، علی‏رغم پیچیدگی‏های خاص، در نیمه اول عمرشان تولید خوبی داشتند و پاسخ‏گوی جمعیت کم ایران در آن زمان بودند، اما چند سالی است که با ورود اکثر مخازن ایران به نیمه دوم عمر و کاهش شدید فشار مخزن و افول تولید، الزام به کسب فناوری لازم برای جبران کاهش تولید بیش‏تر به چشم می‏خورد.

 

در مسئله ارزیابی عمل‏کرد و راهبردهای تعیین‏شده، شرکت‏های بین‏المللی و ملی چه تفاوتی دارند؟

همه شرکت‏های بزرگ بین‏المللی و ملی شاخص‏های کلیدی عمل‏کرد،KPI ، را برای ارزیابی تحقق اهداف خود تعریف می‏کنند که البته در شرکت‏های مختلف آمار دسترسی به این شاخص‏ها متغیر است.

KPI  به دو گروه فنی و اقتصادی تقسیم می‏شود. نسبت جایگزینی ذخیره یکی از مهم‏ترین شاخص‏ها در ارزیابی عمل‏کرد است و همگام با استحصال روزانه از منابع هیدروکربوری از مقدار ذخایر زیرزمینی کاسته می‏شود و اگر شرکت‏ها بخواهند در عرصه انرژی نقش‏آفرین باشند، چاره‏ای جز جایگزین کردن منابع ندارند و اگر این شاخص افت کند، ارزش سهام شرکت‏های بین‏المللی در بازارهای بورس به‏شدت افت می‏کند. جایگزین کردن منابع استحصال‏شده و افزایش ذخایر از دو راه اکتشافات جدید و افزایش ضریب بازیافت میسر است که  دقیقا در راستای سیاست‏های اقتصاد مقاومتی است.

در حوزه ازدیاد برداشت لزوم کسب فناوری‏های جدید بیش‏تر به چشم می‏خورد و اگر بخواهیم ضریب بازیافت از مخازن ایران را به میانگین جهانی برسانیم، اولین مولفه استفاده از فناوری‏های پیشرفته در حوزه‏های توسعه میادین، مانند فناوری‏های حفاری، توصیف و مدل‏سازی مخزن، تاسیسات سطح‏الارضی، سناریوهای ازدیاد برداشت و دیگر فناوری‏ها هستند که به ازدیاد برداشت می‏انجامند. درصد ضریب بازیافت نهایی به این معناست که از مقدار نفت درجای مخازن چه مقدار قابل‏استحصال است که مسلما افزایش آن هم به نفع کشور است.

هزینه‏های توسعه‏ای و تعداد مهندسان لازم برای توسعه، هزینه‏های تولید، نرخ بازگشت سرمایه و درصد بودجه پژوهشی برای توسعه فناوری از دیگر شاخص‏های ارزیابی عمل‏کرداند.

کاهش هزینه‏های سرسام‏آور توسعه میدان و هزینه‏های تولید نیز تنها با به‏کارگیری راه‏کارهای فناورانه ممکن است و یکی از مهم‏ترین شاخص‏های کلیدی عمل‏کرد درصد بودجه‏های پژوهشی این شرکت‏هاست که با عنوان “نسبت نوآوری” مطرح می‏شود.

 

در کشور ما از لحاظ شاخص‏های کی پی آی و به تبع آن تحقق اقتصاد مقاومتی چه قدر زمینه فراهم است؟

در شاخص جایگزین کردن منابع استحصال‏شده، وضعیت کشور ما قابل‏قبول است؛ یعنی با اکتشافات جدید توانسته‏ایم بخشی از منابعی را که تولید شده‏اند جایگزین کنیم(این جایگزینی در نفت افزایش حدود 12 میلیارد بشکه ذخیره به ازای 40 میلیارد برداشت و در بخش گاز افزایش 7/12 میلیارد متر مکعب به 6/33 میلیارد متر مکعب نسبت به قبل از انقلاب بوده است). اما در افزایش ضریب بازیافت، به دلیل فقدان فناوری و عدم‏سرمایه‏گذاری در توسعه میادین، از میانگین جهانی پایین‏ترایم. سرمایه‏گذاری در پژوهش نیز شاید در نگاه اول مناسب به نظر برسد، اما به نسبت تولید نفت قابل‏قبول نیست.

شرایط منابع انسانی در سال‏های اخیر خوب بوده است و برای تربیت متخصص در حوزه های اکتشاف، حفاری و مخزن در دانشگاه‏های کشور سرمایه‏گذاری خوبی انجام شده است(در دهه 1370 کشور در زمینه مهندس نفت با کمبود مواجه بود که اکنون برطرف شده است). هزینه‏های تولید هم نسبتا پایین‏اند و تولید از مخازن خوب بوده، اما این هزینه‏ها هم کم‏کم در حال افزایش‏اند.

 

به غیر از شاخص‏های فنی و اقتصادیKPI  که برشمردید، چه راهبردهای دیگری در تبدیل شرکت‏های ملی به بین‏المللی مهم هستند؟

مهم‏ترین مولفه‏ها در تبدیل یک شرکت ملی به ملی، بین‏المللی سرمایه‏گذاری بین‏المللی، استقلال شرکت، فناوری، منابع انسانی ماهر، جذابیت قراردادهای مشارکتی و درجه تعهد و مسولیت‏پذیری شرکت در حفظ محیط زیست هستند. ایجاد جذابیت برای قراردادهای مشارکتی که اکنون در دستور کار وزارت نفت است؛ استفاده از فناوری‏های مرتبط، بومی‏سازی و توسعه آنها و سرمایه‏گذاری شرکت‏های تولیدی در خارج از مرزها و در عرصه بین‏المللی(مثلا مقدار سرمایه‏گذاری شرکت ملی نفت در حوزه‏های نفت و گاز کشورهای منطقه) عوامل کلیدی در بین‏المللی شدن این شرکت‏اند. به نظر من شرکت ملی نفت می‏تواند در زمینه‏های اکتشافی و حفاری به لحاظ فنی سرمایه‏گذاری کند. دیگر عامل استقلال شرکت و این موضوع است که دولت تا چه اندازه اجازه می‏دهد شرکت ملی سرمایه‏گذاری بین‏المللی داشته باشد که به نظر می‏رسد به خاطر مصرف پول نفت برای هزینه‏های جاری در این زمینه بسیار ضعیف عمل کرده‏ایم.

محیط زیست و درجه مسئولیت‏پذیری شرکت در حفظ آن نیز عاملی بسیار مهم و جدی است و پیمان‏های بین‏المللی شرکت‏های نفت و گاز را موظف کرده‏اند که موازین زیست‏محیطی را رعایت کنند و یک بازیگر بین‏المللی نمی‏تواند به محیط‏زیست بی‏اعتنا باشد.

داشتن نیروی انسانی ماهر و درجه توانمندی شرکت در آموزش مستمر آنها نیز از عوامل موثر برای ظاهر شدن شرکت‏ها در صحنه بین‏المللی است.

 

مزیت مهم شرکت‏های ملی که شرکت‏های بین‏المللی فاقد آن هستند چیست؟

یک عامل دیگر دسترسی به اطلاعات ارزشمند و عظیم از مخازن است. شرکت‏های بین‏المللی و خدمات فناوری برای توسعه میدان و فناوری به اطلاعات زمین‏شناسی، ژئوفیزیکی، پتروفیزیکی و مهندسی مخزن(سنگ و سیال)، اطلاعات تولیدی و اطلاعات تزریقی نیاز دارند که خوش‏بختانه این اطلاعات در آرشیوهای شرکت ملی نفت و پژوهشگاه صنعت نفت موجوداند.

برای توسعه مخازن، باید ابتدا آنها را مطالعه کرد، بنابراین مرکزی به نام مطالعات مخازن ایجاد و بخش‏های زمین‏شناسی، ژئوفیزیک و پتروفیزیک پک‏پارچه شد و رویکرد مطالعات یک‏پارچه مخزن، به جای مطالعات یک‏بعدی، در دستور کار قرار گرفت. از نیروهای فارغ‏التحصیل دانشگاه‏ها استفاده شد و پژوهشگاه در یک‏پارچه کردن مطالعات پیشرو بود و باور این بود که فناوری‏ها از دل اطلاعات مخزن خلق می‏شوند.

قوی‏ترین شرکت‏های تولید فناوری دنیا، بدون داشتن اطلاعات کافی از مشخصه‏های متعدد مخزنی، توان مدل‏سازی مخزن، توسعه فناوری و تدوین طرح توسعه را نخواهند داشت. بنابراین یکی از مزیت‏های مهم شرکت‏های ملی دسترسی به اطلاعات مخزنی است که در اختیار دارند است. البته داشتن اطلاعات به‏تنهایی کافی نیست و آنها ابزاری برای توسعه فناوری هستند.

 

اجازه بدهید به بحث پژوهش و فناوری وارد شویم. درباره عوامل موفقیت شرکت‏های بزرگ در توسعه فناوری‏های لازم در صنعت نفت توضیح دهید.

آمارهای جهانی نشان می‏دهند که عامل اصلی افزایش درآمد سالانه شرکت‏های بین‏المللی مشارکت فنی و فناورانه آنها در طرح‏های توسعه میدان است. براساس آمار موجود، تولید اکثر شرکت‏های بین‏المللی از سال 2007 تا 2011 کاهش داشته است؛ مثلا تولید شرکت اگزون موبیل از 6/2 میلیون بشکه در روز در سال 2007 به 3/2 میلیون بشکه در روز در سال 2011 کاهش یافته است که این کاهش برای شرکت‏های بریتیش پترولیوم، شل و فیلیپس نیز اتفاق افتاده است. اما علی‏رغم کاهش تولید نفت و حتی گاز، درآمد این شرکت‏ها از سال 2007 نسبت به سال 2011 افزایش داشته است که بخشی از این افزایش حاصل افزایش قیمت نفت است. اما با مقایسه سال 2008 با سال 2011، می‏بینیم که علی‏رغم کاهش قیمت نفت از 91 دلار به 87 دلار، باز هم درآمد این شرکت‏ها افزایش یافته است. این افزایش درآمد حاصل حضور فعال این شرکت‏ها در توسعه میادین و مشارکت در انواع قراردادهای نفتی با توجه به داشتن فناوری است.

جالب این جاست که حتی با کاهش تولید شرکت‏های بین‏المللی و قیمت نفت، این شرکت‏ها با سرمایه‏گذاری در مباحث فناورانه و با استفاده از امتیاز بزرگ فناوری‏های برتر استحصال از مخازن نفتی در قراردادهای نفتی، هم‏چون مشارکت در تولید، حضور داشته و اوضاع را به نفع خود تغییر داده‏اند.

 

شرکت‏های بزرگ چه قدر از سرمایه‏های خود را صرف پژوهش و توسعه می‏کنند؟

قبل از ورود به این موضوع باید بگویم که علاوه بر شرکت‏ها که درصدی قابل‏توجه از درآمد خود را به پژوهش تخصیص می‏دهند، دولت‏ها، مثل نروژ، انگلیس، آمریکا و کانادا، هم حمایت مالی می‏کنند.
دولت آمریکا در سال 1993 فقط 200 میلیون دلار در ازدیاد برداشت سرمایه‏گذاری کرده است؛ یعنی دولت‏ها جداگانه برای  توسعه فناوری و حفظ و تحکیم موقعیت استراتژیک خود در عرصه بین‏الملل از شرکت‏های بین‏المللی پشتیبانی می‏کنند. شرکت‏های بین‏المللی مانند اگزون موبیل و شورون نیز، متناسب با افزایش درآمد سالانه، بودجه‏های پژوهشی خود را افزایش می‏دهند. شرکت‏های تامین‏کننده فناوری نیز که درآمدی بسیار کم‏تر از شرکت‏های بین‏المللی دارند، متناسب با درآمدشان، بودجه پژوهشی را افزایش داده‏اند که این افزایش چیزی معادل سرمایه‏گذاری شرکت‏های بزرگ بین‏المللی در پژوهش است. به طور کلی شرکت‏های بین‏المللی 03/% و شرکت‏های خدمات فناوری 3% درآمد سالیانه خود را صرف پژوهش و توسعه می‏کنند.

 

شرکت‏های ملی نفت د زمینه شاخص افزایش بودجه پژوهشی و ورود به باشگاه شرکت‏های بین‏المللی چگونه عمل کرده‏اند؟

نکته بسیار مهم در پاسخ به این سئوال چرخش راهبردی تعدادی از شرکت‏های ملی برای تبدیل شدن به شرکت بین‏المللی است. مثلا از سال 2009، این شرکت‏ها در حجم سرمایه‏گذاری در پژوهش و توسعه از شرکت‏های بین‏المللی پیشی گرفتند. شرکت‏های پتروچاینا، پتروبراس برزیل و استات اویل از شرکت‏های ملی هستند که تلاش کرده‏اند به شرکت‏های بین‏المللی تبدیل شوند. این شرکت‏ها با افزایش سرمایه‏گذاری در بحث پژوهش و فناوری موفق شده‏اند به باشگاه شرکت‏های بین‏المللی وارد شوند. شرکت پتروچاینا به‏تنهایی در سال 2011، 1622 میلیون یورو و شرکت پتروبراس برزیل نیز معادل 1143 میلیون یورو در بخش پژوهش وتوسعه هزینه کرده‏اند. این شرکت‏ها در پروژه‏های توسعه‏ای اکثر کشورهای دارای ذخایر هیدروکربنی حضوری فعال دارند.

 

و کلام آخر؟

با توجه به جایگاه ویژه ایران در داشتن ذخایر هیدروکربنی و سابقه بیش از صد سال در صنعت نفت، داشتن حجمی عظیم از اطلاعات مخزنی، میدانی و نیروی انسانی ماهر، شرکت ملی نفت باید در حوزه فناوری رتبه اول منطقه و رتبه‏ای شایسته در سطح بین‏المللی داشته باشد. صیانت از ذخایر هیدروکربنی نیز جز با به‏کارگیری و توسعه فناوری‏های پیشرفته در حوزه نفت و گاز ممکن نیست.

در صورت داشتن راهبردهای درازمدت، تدوین حوزه‏های هدف فناوری و طرح‏های کلان توسعه‏ای، می‏توان به افزایش ذخایر راهبردی نفت و گاز امیدوار بود. این رویکرد می‏تواند زمینه‏های ارتقای شرکت ملی نفت را از سطح ملی به سطح بین‏المللی فراهم کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Page Reader Press Enter to Read Page Content Out Loud Press Enter to Pause or Restart Reading Page Content Out Loud Press Enter to Stop Reading Page Content Out Loud Screen Reader Support