رتبه 6 کنکور سراسری رشته ریاضی

با امیر علی محمد حسینی؛

رتبه 6 کنکور سراسری رشته ریاضی

در یکی از روز‌های آخر مرداد‌ماه میزبان پدر و پسری در ارتباطات پژوهشگاه بودیم. سه ساعتی از شیرینی‌ها و گاهی سختی‌های زندگی برایمان گفتند. از راه پر پیچ وخمی که گذشته‌اند تا بتوانند امروز برای خود و جامعه علمی پژوهشگاه صنعت نفت افتخار آفرینی کنند. خودشان هم برای این گفتگو مشتاق هستند. پدر می‌گوید دوست داریم از تجربه‌ها بگوییم تا دیگران هم استفاده کنند و شاید ما از‌ آن‌ها مشتاق‌تر برای این گفتگو.

امیر علی با تلاش شبانه روزی رتبه 6 کنکور سراسری در رشته ریاضی را کسب کرد. پدر امیر علی، علی اکبر محمد حسینی، 34 سال سابقه خدمت در صنعت نفت دارد از سال 67 به پژوهشگاه صنعت نفت می‌آید و تاکنون نیز در همین مجموعه مشغول به فعالیت است. او لیسانس مهندسی مکانیک و متولد شمیران است و صاحب دو فرزند پسر و یک دختر است. امیر علی فرزند آخر اوست که توانست مایه مباهات و سربلندی خانواده و حتی پژوهشگاه شود و این خود بهانه‌ای شد تا با آن‌ها به گفتگو بنشینیم.

امیر علی خودت را معرفی کن و از خانواده‌ات برایمان بگو؟

امیر علی محمد‌حسینی هستم. پدرم کارمند پژوهشگاه صنعت نفت و مادرم خانه‌دار است. متولد 22 آبان 1376 و آخرین فرزند این خانواده پنج نفره می‌باشم.

خواهر بزرگم فارغ التحصیل از دانشگاه مجازی شیراز در رشته فناوری اطلاعات و برادرم هم ورودی سال 93 و حایز رتبه 360 کنکور و در رشته مکانیک دانشگاه امیر‌کبیر مشغول به تحصیل است.

بهترین معدلی که تا کنون داشته‌ای؟

همیشه عقیده دارم که معدل 19/90 کلاس بالاتری نسبت به بیست دارد در این صورت دیگر کسی تصوری بر آسان بودن امتحان ندارد.

سال دوم و سوم راهنمایی و اول دبیرستان معدل‌ام بیست بوده است ولی معدل 19/90 ها همیشه جای بیشتری را برای تلاش انسان باقی می‌گذارد.

معدل نهایی سال سوم دبیرستان شما چند بود؟

19/88

خبر قبولی در کنکور را چطور متوجه شدید؟

سفر بودیم من در ماشین منتظر خانواده و پدر در پذیرش هتل که در همان لحظه پدرم با چهره‌ای شاد و خوشحال سمت من آمد و گفت علی یه خبر خوب. سه 4 تا خبر خوب که انتظارش را داشتم رو در ذهنم مرور کردم ولی ذهنم سمت نتایج کنکور نرفت. تصورم بر این بود که اگر رتبه تک رقمی گرفته باشم به خواهرم که در خانه هستند تماس می‌گیرن و او هم اول از همه به خودم خبر می‌دهد. حدس می‌زدم رتبه 10 تا 20 منطقه بشوم و نه تک رقمی کشوری تا اینکه پدر گفتن رتبه 6 کشوری شده‌ام. مدرسه‌ای که در آن تحصیل می‌کردم پدرم را از این خبر مطلع کرده بودند.

و اگر این رتبه را کسب نمی کردی؟

من تمام تلاش خود را کرده بودم حتی اگر رتبه 100 هم می‌گرفتم مهم نبود چون در سال پیش دانشگاهی تمام تلاش خود را کرده بودم و این رتبه صرفا یک شیرینی و خوشحالی مضاعفی را به زندگی ما اضافه کرد.

حداقل و حداکثر رتبه ای رو که همیشه تصور می‌کردید؟

10 تا 20 منطقه. علت آن هم این بود که دو تا آزمون جامع که دادم 8 منطقه یک شده بودم که با رتبه 6 کشوری فاصله داشت.

این تفاوت رتبه در آزمون جامع و کنکور از کجا ناشی می‌شود؟

یکی از دلایل این تفاوت ممکن است به دلیل مدیریت بر خود باشد. روز کنکور تنها استرس امتحان داشتم و این استرسی نبود که باعث شود امتحان را خراب کنم و متاسفانه حتی دانش آموزانی که برتر هستند این‌گونه استرس‌ها نتایج کار آن‌ها را تغییر می‌دهد.

درصدهای کنکورت چطور بود؟

ادبیات90، عربی 84 ، دینی 89 ، زبان78، ریاضی 93، فیزیک 97 و شیمی 82

درس‌‌های اختصاصی را آنقدر خوب زدم که عمومی‌هایی مثل زبان را پوشش داد و حتی نیاز به تاثیر مثبت معدل نهایی هم نداشتم.

از چه زمانی برای کنکور، درس خواندن را شروع کردید ؟

در دبستان رتبه 8 یا نهم پایه بودم و افرادی که در آن زمان رتبه‌های بالاتری نسبت به من داشتند نیز هم اکنون یکی از آنها رتبه 5 رشته انسانی کشوری را کسب کرده و برخی هم در المپیاد داخلی و خارجی رتبه‌های خوبی دارند که این نشان از پایه‌های قوی ما است.

وارد دوران راهنمایی که شدم همیشه به من توصیه می‌شد که افت تحصیلی نداشته باشم چون تغییر مقطع همواره با افت تحصیلی همراه است و در اول راهنمایی اوج خوبی گرفتم و از دوم راهنمایی به فکر کنکور افتادم.

یعنی از دوران راهنمایی به فکر کنکور بودید؟

بله. در دوم راهنمایی آزمون‌های مرآت شرکت می‌کردم که در اسفند ماه همان سال رتبه اول کشوری را کسب کردم. مشاور مدرسه دو تعهد از من گرفت. یکی این که در سال دوم راهنمایی معدلم بیست شود تعهد دیگرم این بود که با توسل امام حسن مجتبی علیه‌السلام کنکور هم رتبه تک رقمی بیاورم و هنوز این تعهد نامه را به صورت آرشیو شده دارم.

در این برگه قسمت بالای آن تعهد من بود و در پایین آن اتفاق‌های هر ساله درسی من یادداشت می‌شد یعنی معدل و دیگر اتفاقات مربوط به درس من در هر سال زیر این برگه ذکر می‌شد و می توانستیم این رشد سالیانه را ببینیم.

کلاس کنکور هم در این دوران رفته‌اید؟

من بیشتر مدرسه‌ای بودم و آموزشگاهی نبودم البته هر فردی بر اساس نیاز خودش باید این کار را انجام دهد.

روند درس خواندن من از راهنمایی تا سال سوم دبیرستان در یک محور مشخصی انجام می‌شد. سال سوم دبیرستان به دلیل نهایی بودن آزمون بیشتر کتاب محور بودم که خدا رو شکر این امتحانات هم نتایج خوبی را در بر داشت.

از سال پیش دانشگاهی به طور جدی درس خواندن رو شروع کردم. تابستان ورود به سال پیش دانشگاهی سال مهمی است برای خود شناسی و می توان نقاظ ضعف و قدرت را شناسایی و برای تقویت نقاط ضعف برنامه‌های راهبردی را در نظر گرفت.

در این تابستان چه درس‌هایی را شروع کردید؟

در تابستانی که آماده کنکور می‌شدم مصادف با ماه مبارک رمضان شده بود که خود این امر بر توسل و توکل من و دیگر همکلاسی‌های من افزود. در آن تابستان کل پایه را خواندم البته در عید قبل از کنکور همه آنها را مرور و جمع بندی نهایی نیز کردم ولی این موقعیت خوبی برای آماده شدن من بود.

یکی از بهترین رتبه‌های من که حتی از رتبه کنکور من هم بهتر بود در 24 مهر ماه سال گذشته رقم خورد. در دهه اول عاشورا رتبه دوم کشوری را کسب کردم . آن‌قدر در مهر ماه آزمون خوبی داده بودم که تا آخر سال در تمامی آزمون‌ها ضریب رشد من منفی بود .

فعالیت‌های جانبی هم داشتید؟

بله یادم است پارسال بسیار اصرار برای رفتن به کربلا و شرکت در مراسم اربعین داشتم که یک هفته هم این مراسم طول می‌کشید و پس از قانع کردن خانواده موفق به رفتن به این سفر روحانی شدم و این یعنی 50 ساعت برای افراد متوسط و 60 ساعت برای من و برای افرادی که خیلی درس می خوانند یعنی 70 ساعت زمان. بنابراین باید تلاش می‌کردم که این زمان را جبران کنم و خدا رو شکر روند صعودی خوبی هم بعد از این سفر داشتم.

تعطیلات نوروز قبل از کنکور را با چه برنامه‌ای گذراندی؟

عید نوروز را بیشتر با بچه‌های مدرسه بودم و گاهی که نیاز بود نمی‌رفتم و تنهایی درس می‌خواندم.

اواخر و نزدیک به آزمون هم مصادف با ماه رمضان بود و یادم است که در زمان آزمون‌های قلم چی روزه بودم و در تست‌های آخر قند خونم پایین می‌آمد و دیگر نایی برای جواب دادن نداشتم .

چند ساعت مطالعه داشتید؟

در اول دبیرستان روزی دو تا سه ساعت به صورت روزانه درس می‌خواندم یعنی درس هر روز را همان روز مطالعه می‌کردم ولی سال دوم به 4 ساعت و در سال سوم این میزان به 5 ساعت رسید.

بازی خاصی همانند دیگر هم سن ‌های خودتان انجام می دادید؟

خیلی ایکس باکس بازی می‌کردم ولی از سال دوم متوجه شدم که بازی کردن در برنامه من نیست و یک وداع سخت و تلخ با ایکس باکس داشتم البته ناگفته نماند در زمان آماده سازی برای کنکور تفریح بسیار مهم است و بیشتر افراد دچار خستگی‌های روحی می شوند تا جسمی که این امر خود نیاز به استراحت وتفریح دارد و برای آن باید زمان گذاشت.

خود شما برای تفریح چه می‌کردید؟

گاهی یک ساعت در خیابان راه می‌رفتم و ذهن خودم را از کنکور دور می‌کردم و این باعث می‌شد که سه ساعت عالی درس بخوانم و کیفیت را افزایش دهم.

و روزهای نزدیک به آزمون چقدر مطالعه داشتید؟

ده تا دوازده ساعت روزانه درس می‌خواندم.

رشته تحصیلی و دانشگاهی که علاقه دارید ادامه تحصیل بدهید؟

جو حاکم بر جامعه این است که باید حتما در یک سری دانشگاه‌ها و رشته‌های خاص نظیر مهندسی برق دانشگاه شریف ادامه تحصیل داد. من تصمیم دارم که همه چیز را به دست خدا بسپارم و به او توکل کنم از این رو درصدد انتخاب رشته هوا و فضا دانشگاه شریف هستم البته به رشته‌های فناوری اطلاعات و بیوتکنولوژی نیز علاقه‌مند هستم.

اهل ورزش هستید؟

بله. فوتبال گاهی بازی می‌کنم. حرفه‌ای نیستم ولی خوب بازی می‌کنم البته والیبال هم تماشا می‌کنم.

طرفدار قرمز یا آبی هستید؟

قرمز

رتبه شما هم در فوتبال تداعی کننده برخی عدد‌ها است تاکنون به این موضوع توجه کرده‌اید؟

بله من رتبه 4 منطقه و 6 کشوری شدم و از آن‌جایی که پرسپولیسی هستم این عددها را می‌توان به نتایج تیم محبوبم در شهرآوردهای پرخاطره نسبت داد و امیدوار به بازی هفته ششم پرسپولیس و استقلال هم هستم. البته از منظر دیگری هم من به این اعداد توجه کرده‌ام از لحاظ مذهبی این اعداد به امام سجاد(ع) نیز منتسب است امام چهارم و معصوم ششم.

با هنر هم میانه‌ای داری؟

به خوشنویسی و نقاشی علاقه بسیاری دارم ولی در ایام کنکور خیلی کار نمی‌کردم. از دبستان خوشنویسی تمرین می‌کردم. در سوم راهنمایی نستعلیق کار می‌کردم و سال اول و دوم دبیرستان زیر نظر یکی از اساتید مدرسه خط و نقاشی خط کار کرده‌ام.

از صحبت‌های شما متوجه ارادت شما به امام دوم شیعیان شدم درست است؟

همیشه برای رفتن به مجالس اهل بیت علیهم السلام و هیئت‌ها مصمم بوده‌ام. حتی گاهی خوابم را کم می‌کردم ولی این‌گونه مراسم را از دست نداده‌ام و همیشه برنامه ویژه‌ای برای این مراسم داشته‌ام.

به دو صورت همواره ذهنم را خالی می‌کنم یکی این که هرازگاهی که نیاز باشد در دفتری می‌نویسم و دیگری اینکه به هیئت می‌روم.

چه پیشنهادی برای کسانی که سال آینده کنکور می‌دهند دارید؟

ما برای یک هدف خاصی باید درس بخوانیم. هدف من وارد شدن به یک دانشگاه برتر بود و من همیشه بر این باور بوده‌ام که هیچ رتبه برتری از اول زندگی‌اش رتبه برتر نبوده و فقط تلاش است که راه هر فردی را مشخص می‌کند.

کنکوری‌ها باید منابع خود را خوب بشناسند و با مشاور خود مشورت کنند و کتاب‌های خوب را شناسایی کنند. همیشه منابعی را که دو سطح از آن‌ها بالاتر است را انتخاب کرده تا تلاش کنند و به آن نقطه مورد نظر برسند.

جمع بندی در دروس داشته باشند برای خود کد‌گذاری کنند که این کد‌ها رمزهایی است بین خود فرد و کتاب، به عبارتی ده تا کلمه گاهی می‌تواند به اندازه چند صفحه اطلاعات ارزشمند باشد.

حضرت امیر علیه‌السلام حدیثی دارند مبنی بر این که، “کمی که ادامه‌دار باشد بهتر از بسیاری است که قطع شود” پس باید آهسته و پیوسته درس خواند و همواره تحلیل آزمون‌ها را نباید فراموش کرد.

آقای محمد حسینی نظر شما در خصوص فرزندتان چیست؟

اعتقاد قلبی من و سفارشات دینی بر این است که همه چیز از جانب خداوند است و امروز آنچه که برای فرزندم اتفاق افتاد و توانست رتبه خوبی را کسب کند همه الطاف خداوندی است. امیر علی دوران خوبی را در مجموعه زندگی خود طی کرده است.

کتابی می‌خواندم با عنوان از خوب تا عالی این کتاب بر این نکته تاکید دارد که سازمان‌ها اگر بخواهند از مرحله خوب به عالی برسند باید فرآیندی را طی کنند که این فرآیند نیازمند افراد منضبط، تفکر منضبط و عملکرد منضبط است که هر سه این موارد در فرزندم علی است.

در چه زمانی امیر علی از مرحله خوب به عالی رسید؟

این سه عامل را علی در ابتدای مدرسه داشت اما درخشش علی از خوب به عالی در یک زمان خاص اتفاق افتاد و آن چیزی است که ما اسم آن را لطف الهی گذاشتیم و ما شاکر این لطف هستیم و همواره او را سفارش به شکر این نعمت کرده‌ام.

بزرگی می‌گوید انسان‌ها موفقیت‌ها را می‌بینند و به راه رسیدن به موفقیت‌ها توجه نمی‌کنند و مهم‌ترین بخش، این راه رسیدن است موفقیت راز ندارد و راه دارد.

از نظر شما عوامل موفقیت در آزمون کنکور چیست؟

عوامل رسیدن به این موفقیت متفاوت است که در موفقیت علی هم تاثیر بسزایی داشته‌اند علی با دو تا ایده و فکر شروع کرد یعنی توکل و توسل، با توکل زیست و اهل توسل به اهل بیت هم بود و هیچ‌گاه تک بعدی نبود.

دومین عامل موفقیت وی بحث تعقل و اندیشه بود او خوب فکر کرد و خوب برنامه‌ریزی کرد. نحوه تفکر و اندیشه او بسیار مناسب بود و همیشه برنامه‌های بلند مدت داشت.

علی درست است که اندیشید اما برنامه‌های او از حد مکتوب خارج و به عمل رسید و وی تعهد داشت به انجام برنامه‌های خود.

نقش خانواده برای موفقیت او بسیار مهم بود. علی در خانواده‌ای رشد کرد که آن خانواده به نکاتی معتقد بودند که آن نکات بسیار مهم بود. صداقت، صمیمت، احترام، ادب، اعتماد، فداکارای و حمایت از این نکات به حساب می‌آیند. خانواده آرامی هستیم و این آرامش باعث رشد همه اعضاء خانواده ما می‌شود و در بعد خانواده باید به بزرگ‌ترین لطف خداوند که به من داده یعنی همسرم اشاره کنم و همیشه شکر‌گذار این نعمت هستم که وجود ایشان باعث پیشرفت من و بچه‌های من شد.

و مدرسه عامل بسیار مهمی است. امروزه در سازمان‌ها می‌گویند آموزش هزینه نیست و سرمایه‌گذاری است و حرف بسیار درستی است. از روز اول فرزندانم را در مدارس خوبی ثبت نام کرده‌ام و از تحصیل فرزندانم حتی اگر مشکل مالی داشتم کم نگذاشتم.

امیر علی! سال دوم راهنمایی به مشاور خود تعهدی دادی اگر بخواهی برای پس از اتمام تحصیلات خود به ما هم تعهدی بدهی آن تعهد چیست؟

امیدوارم پس از کامل کردن تحصیلات عالی بتوانم قدم کوچکی برای خدمت به نظام جمهوری اسلامی که ان شاء ا… زمینه‌ساز ظهور حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف می‌شود، بردارم.

در پایان این گفتگو امیر علی دو بیت شعر با خط زیبای خود بر روی تابلو ما نوشت:

” اقبال عجم بود، قدم رنجه نمودید                       یک فاطمه هم قسمت ایران شده باشد”

و پس از مدتی تفکر این بیت را از “فاضل نظری” نیز نوشت

” رنج فراق هست و امید وصال نیست                     این هست و نیست کاش که زیر و زبر شود”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Page Reader Press Enter to Read Page Content Out Loud Press Enter to Pause or Restart Reading Page Content Out Loud Press Enter to Stop Reading Page Content Out Loud Screen Reader Support